ابوالقاسم کریمی : شاعر و نویسنده _ متولد 1365 _ ساکن ایران _ تهران _ ورامین
توي کافه ي فرودگاه يکي بود که پشت سر هم سيگار مي کشيد؛ يکي ديگه رفت جلو گفت:
- ببخشيد آقا! شما روزي چند تا سيگار مي کشين؟
- منظور؟
- منظور اينکه اگه پول اين سيگارا رو جمع مي کردين، به اضافه ي پولي که به خاطر اين لامصب خرج دوا و دکتر مي کنين، الان اون هواپيمايي که اونجاست مال شما بود!
- تو سيگار مي کشي؟
- نه!
- هواپيما داري؟
- نه!
- به هر حال مرسي بابت نصيحتت؛ ضمناً اون هواپيما که نشون دادي مال منه

برچسب: داستان,داستان کوتاه,داستان جذاب,داستان خواندنی,داستان خوب,داستانک,وبلاگ,نیلوبلاگ,سایت,
نویسنده: ابوالقاسم کریمی